| موج دريا مي زند آرام بر چشمانم
قطره اشکي جاري شود وز ديدگانم
ياد آن بهار و نغمه چکاوک خوش بادم
که برگ پاييزي مي کند آه زير پاهايم
کودکي بنشسته در کوچه هاي گلي ز يادم
موج دريا مي زند آرام بر چشمانم
قطره اشکي جاري شود وز ديدگانم
نقمه آن بلبل هميشه خوان
وسط کوچه با آبهاي روان
مي زند ني لبک آن جوان
موج دريا مي زند آرام بر چشمانم
قطره اشکي جاري شود وز ديدگانم
ياد آن ابرک زيبا آمد بر من
ياد آن گل سرخ بشکست دلش ز من
ياد آن خنده هاي کودکانه اش با من
موج دريا مي زند آرام بر چشمانم
قطره اشکي جاري شود وز ديدگانم
چرخ گردون بگشت گرد ما
وز گردي به دو نيم شيديم ما
دل بمرد ز ياد ما
موج دريا مي زند آرام بر چشمانم
قطره اشکي جاري شود وز ديدگانم
ياد آن شبهاي سنگر بودم
وز سرماي دشمن ز دلم پناه برده بودم
وز يادش در دلم کلبه اي ساخته بودم
موج دريا مي زند آرام بر چشمانم
قطره اشکي جاري شود وز ديدگانم
چرخ گردون چو بگذرد گرد من
تک ستاره هويدا شود ز شب من
ياد تو مي زند چنگ بر دل من
موج دريا مي زند آرام بر چشمانم
قطره اشکي جاري شود وز ديدگانم
يا حق
****************
شعر تمثيل به درخواست ليدا در مورد ساسان
عزيزم که تمثيلي از روابطشان بود سروده شد
که در شعر با توجه به اطلاعات داده شده ليدا عزيز
از ساسان خان به شعر در آورده شده است .
اميد وارم از خواندن آن لذت برده باشد
******************
با تشکر از دوستاني که با
حضورشان و ايميل و پيامهايشان باعث
ادامه حرکت من مي شوند
|