عشق الهي - ديونه تو .....Divone You
  عشق الهي - ديونه تو .....Divone You
حقّ سرپرست علمي تو آن است که وي رابزرگ بشماري و مجلسش را محترم بشماري و به او نيک گوش کني [امام سجّاد عليه السلام]
منوي اصلي

[خـانه]

[شناسنامه]

[پست الکترونيــک]

 RSS 
 Atom 

[ورود به بخش مديريت]

آمار بازديد
3
کل بازديدهاي وبلاگ
56590
بازديدهاي امروز وبلاگ
3
بازديدهاي ديروز وبلاگ
62
اشتراک

نام:

ايميل:

 
نظر نما

بسمه تعالي ........... اين وبلاگ هر 2 روز در ميان با توجه به موضوعات و يا کلماتي که دوستان مي دهند شعر ها سروده مي شود . اميد وارم تا در کنار هم بتوانيم لحظاتي خوش را سپري نماييم .


www.divoneroozi.parsiblog.com
تقويم


لوگوي وبلاگ
عشق الهي - ديونه تو .....Divone You
بايگاني بر اساس موضوع
گوناگون [103]
غم و جدايي [58]
عشق خاکي [46]
طنز [24]
هديه و هديه روز تولد [11]
عشق الهي [13]
براي خودم [28]
مناسبت‌ها [18]
افسانه و داستان [10]
سياست روز [6]
جانواران [2]
فلسفه
بچه‌هاي چت روم روزي [15]
آمار
ميوه‏ها
آمار وبلاگ و پيوندها

انجمن فردوسي [23]
شکوفا فيلم [37]
پارسي کام [111]
کلوپ سينماي ايران در سايت دوستان [173]
چت بزرگ دوستان [303]
چت روزي [230]
نقاش زبر دست [63]
<** بيز نت **> [70]
[آرشيو(8)]

موضوعات

Google


در کل اينترنت
در اين سايت

بيز نت در خدمت شما

اوقات شرعي
لينک دوستان

اميدزهرا
يه پرستويي که قلبش شکسته
يه دوست (( در باره امام ))
اي تک
غزل مامان2
نسيم صبا
شب جمعه
وبلاگ شخصي محمد جواد ايزدپناه
يه بچه مثبت فراري
The Best
چت روزي(بدون فيلتر) NEW
360.yahoo
آبشار مهر
irangroups.... ايران گروپس
نقاشي در اينترنت (NEW)
سرودن شعر هاي درخواستي
چت روم شلوغي با چت مستري خودم
اخبار مرورگر
غزل مامان
dokhtar iran zamin
N*A*H*A*L
دختر محجبه
به وسعت دنيا
فقط بخنديد
ديونه (( من نيستم ))
shadmehr
نيلوفر ابي
نگار17
آرام
PEYMAN...2P
کتاب مجاني WOW
از شير مرغ تا جون آدميزاد
از اعماق قلب من
اشک چشم
الهه راستگو

لوگوي دوستان





























جستجوي وبلاگ
 :جستجو

با سرعتي بي نظير و باور نکردني و اعجاب انگيز متن يادداشتهارا کاوايش کنيد!

موسيقي وبلاگ
اشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
کل بازديدهاي وبلاگ
56590
بازديدهاي امروز وبلاگ
3
پارسي بلاگ
www.parsiblog.com
   1   2      >

نويسنده مطالب زير:   امير مقدادي  

عنوان متن + انسان در جستجوي معاني چهارشنبه 28 دي 1384  ساعت 9:21 عصر

گاهي اوقات ما أدمها فراموش مي کنيم که چه


هستيم و چه مي خواهيم و خودمان را در حريم


امن هميشگي خودمان  به زندگي کردن ادامه مي


دهيم .


 


و اين باعث مي شود تا زندگي يک نواخت و بدون


تغييري را سپري کنيم که از ان همگي ما راضي


خواهيم بود .


 


ولي اين أن چيزي نيست که من مي خواهم ...


بلکه به دنبال زندگي هستم تا با توجه به شرايط بهتر زندگي بهتري را


براي خودم داشته باشم و به ارزوهايي که برايم امروز رويا يي بيش


نيستند دست پيدا کنم ..


 


حال چه بايد کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


 


اينجا بود که با فردي أشنا شدم که شايد امروز مرده باشد اما چيزي


أموختم که به من اين جسارت را داد تا حداقل به فکر فرو روم ...


 


شوييتس جايي که در خلال جنگ جهاني دوم دوزخي در زمين بود .


زماني هزاران يهودي را نازي ها در أنجا در اردوگاه اجباري قرار مي


دادند و مي کشتند .


در ميان انها فردي بنام ويکتور فانکل قرار داشت . جايي که همه


بينش ها بسوي مرگ پيش مي رود و همه مي دانند چه چيزي قرار


است اتفاق بيافتد او تصميم گرفت تا 3 کار را کار را انجام دهد :


 


1)    زنده بماند


2)    از مهارتش در پزشکي براي کمک به ديگران استفاده کند 


3)    تلاش براي أموختن


 


فکر کردن به أموختن در دوراني که مي دانيد در چه دوزخي هستيد


و چه اتفاقي قرار است برايتان اتفاق بيافتد . کاري که کمترين و خاص


ترين افراد مي کنند .


 


و حالا من ...


من چرا أن فرد خاص نباشم ؟ و چه چيزي باعث مي شود من همان


شوم ؟....


و اين نياز به ابزاري دارد بنام بينش و داشتن بينشي مثبت به أن


چيزي که هدف ما را تشکيل مي دهد .


 


حال شما اگر بخواهيد  از أن حريم امن زندگي خودتان خارج شده و


به شرايط بهتري دست پيدا کنيد چه راهي را به جز داشتن بينشي


مثبت انتخاب مي کنيد ؟


 


خوشحال مي شوم من را هم در نظر هايتان با گذاشتن نظريه هايتان


سهيم کنيد .


 


يا حق


********************


با تشکر از شما دوست عزيز که لايق دانستند و به اين مکان مي آييد


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   امير مقدادي  

عنوان متن + ديدگاه جمعه 29 مهر 1384  ساعت 3:5 صبح

سلام به دوستان هميشه سبز و بهاري


که اميد وارم هر جايي از اين کره خاکي هستيد


 شاد و سر بلند باشيد .


همانطور که قبلا گفته بودم قالب جديد و


 اختصاصي اينجانب بر روي وبلاگ قرار گرفته است


با اينکه مشکلات فراواني دارد اما اين قالب نه تنها


از جاي ديگري گرفته نشده بلکه با برنامه فوق


العاده حرفه اي به نام : Macromedia


Dreamweaver طراحي کر ده ام . در آينده اي


نزديک و با اميد به خداي متعال عيوب وبلاگ نيز بر


طرف خواهد شد .


لازم به توضيح ديدم قبلاٌ از دوستاني که در بخش


نظرات با ارسال نظرات و احساسات خود اينجانب


را در ادامه مسيري که در پيش گرفته ام پشتوانه


اي استوار ايجاد کرده اند تشکر کنم .


اما از دوستان خواهشمندم از زدن آيکونها بصورت


انبوه خود داري کنند چون نه تنها ديگران نمي توانند


از متون ساير دوستان استفاده نمايند  بلکه باعث


قفل شدن وبلاگ نيز مي شود .


ويشکا عزيز : همچنين لازم به توضيح مي دانم  تنها


کسي که مرا تا به اين ساعت واقعاٌ بوسيده خواهر


عزيزم رزا بوده هر چند اين مقوله نياز به بيان


ندارد ... .


يا حق


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   امير مقدادي  

عنوان متن + باران رحمت.....BARANE RAHMAT جمعه 31 تير 1384  ساعت 6:26 صبح

باز باران مي بارد بر شانه هايم


BAZ BARAN MIBARAD BAR SHANEHAYAM


باز مي کند زخم کوچک بر  گونه هايم


BAZ MIKONAD ZAKHM KOCHAK BAR GONE HAYAM


وز بارش باران مي رود غم نه چندان دور


VAZ BARESHE BARAN MIRAVAD GHAM NA CHANDAN DOOR


ولي پنهان شود وز ديده يوزهايم


VALI PENHAN SHAVAD VAZ DIDE UOZERHAYAM


شايد تا فردا هم اوازي نباشد


SHAYAD TA FARDA HAM AVAZI NABASHAD


بر ديده يوزرهاي  دوستان صبح گاهي ام


BAR DIDEH USER HAYE DOOSTANE SOBH GAHIAM


اين نيز بگذردو باز ز پرده پنهانشان برون ايند


IN NIZ BOGZARADO BAZ ZE PARDEH PENHANASHAN BOROON AYAND


ولي کن چهار روز هم زمانيست براي زندگاني ام


VALI KAN 4 ROZ HAM ZAMANIST BARAYE ZENDEGANIAM


با انکه نخواستم ببينم غمش را


BA ANKE NAKHASTAM BEBINAM GHAMASH RA


ولي بشکست دلم زمان ترک رووم روزي ام


VALI BESHKAST DELAM ZAMANE TARKE ROOM ROOZI AM


برفت انکه تکه کلامش سالار بود


BERAFT ANKE TEKE KALAMASH SALAR BOOD


مرامش درويش صفت و همچو برادري ام


MARAMASH DARVISH SEFATO HAMCHO BARADARIAM


شايد به پايان امده دوران من نيز و


SHAYAD BE PAYAN AMADEH DORANE MAN NIZ O 


خود  گم کرده راهم و ندانم چه کرده ام


KHOD GOM KARDEH AM O NADANAM CHE KARDEH AM


ولي هر چه شد و شود مرا همان شکرست و بس


VALI HAR CHE SHOD VA SHAVAD MARA HAMAN SHOKRASTO BAS


با آنکه مي دانم علت رفتنش من بوده ام


BA ANKE MIDANAM ELATE RAFTANASH MAN BODEH AM


يا حق


*******************************


اين شعر براي رفتن HOORDAD@


سروده شد با اينکه دوست داشتم بماند


اما ...و تنها يک اماي ناگفتني


***************************


IN SHER  BARAYE RAFTANE


HOORDAD@


SOROODEH SHOD BA INKE DOOSTESH


DASHTAM AMA ... VA TANHA


YEK AMAYE NA GOFTANI


****************************



با تشکر از :


بهزاد


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   امير مقدادي  

عنوان متن + يه روز از روزهاي خدا سه‏شنبه 7 تير 1384  ساعت 6:6 عصر

دستانم را به تو سپردم آنگاه که رفته بودي


سکوت عشق را شکستم آنگاه که تو مرده بودي


شب هجران من پايان سوختن شمع تو


سوختن بال پروانه و اشک سرد شمع يودي


ظلمت ديدگانم گويي شبي بيش


ولي افسوس تاريکي قلب من بودي


بي تو اما هرگز با گونه هاي کسي


بازي نخواهم کرد آنگاه که تو نبودي


سکوت شبستان کنار برفهاي اشکت


مرا به ياد آورد آنگاه که در بهار انجا بودي


صداي چلچه درب خانه مان


ياد آن روز بود کنار پرنده مرده نشسته بودي


ياد آن روز از روزهاي خدا بخير


که تو در کنارم چون شمعي سوزان بنشسته بودي


يا حق


**************************


اين  شعر به درخواست SHIMA 2000 با عنوان


يه روز از زوزهاي خدا


در سوگ برادرشان که بيماري سرطان خون


داشتند و امروز سالگردشان مي باشد


 سروده شد .


از در گاه حق براي عزيز از دست رفته


 طلب بخشش را داريم


********************


با تشکر از :


SHIMA 2000


abji roza


amir


niniiiiii


koli_Roya


دلارام


سايه


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   امير مقدادي  

عنوان متن + حجت معصومين پنجشنبه 8 ارديبهشت 1384  ساعت 2:42 صبح

آنکه در انتظارش بود


نيامدبه هر دري زدم 


آنکه تيمار دهنده بود


نيامد به هر بيماري سر زدم


آنکه راوي  حق بر باطل بود


نيامد به هر مظلومي سرزدم


آنکه حجت معصومين بود


نيامد به هر مسجدي سر زدم


آنکه راز اين شعر بود


نيامد همين بيت پاياني بود


يا حق


************************


با تشکر از :


کلي - رويا  


 


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   امير مقدادي  

عنوان متن + ثناي حق پنجشنبه 1 ارديبهشت 1384  ساعت 4:28 صبح

باز شب ترانه من


پر از صداي تو بود


باز نثر روانم


ترنم خيال تو بود


بر سر زبانم مشق عشق روان شد


همه از فرخ ديدار تو بود


عطر ياس با گل رز در باغچه خيالم


يادآْور مشک زلف تو بود


پيچش گيسوي  ليلي مجنون


نزد يار من ذلف تو بود


هرچه آمد بر زبان جاري


همه از لطف خداي تو بود


يا حق


****************


با تشکر از :


عباالله شجاري


الهه بانو


دختر محجبه


abji roza


nafas


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   امير مقدادي  

عنوان متن + به ياد او ... جمعه 26 فروردين 1384  ساعت 4:40 صبح

کوچه هاي ترس من


ياد خاطرات جنگ بود


درخت چنار لب جاده


پير خرابات ميکده بود


صداي خنده کودکان درون کوچه


حق حق گذشته ام بود


صداي جوب وسط کوچه


ياد شبهاي شعر بهاري بود


نفمه گنجشک صبح گاهان


نويد روز و تلاش دوباره اي بود


خانه گلي پدر در کوچه ما


ياد آور روز مرگ او بود


يا حق


************************************


با تشکر از :  


سياوش     


nafas


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   امير مقدادي  

عنوان متن + امن يوجيب .... جمعه 19 فروردين 1384  ساعت 4:57 صبح

الهي 1 بار شکرت مي کنم


به چيزهايي که برايم ارزاني داشتي


و 1001 بار شکرت مي کنم


به چيزهايي که از من دريغ کردي


چراکه لايغ آن نبوده ام و اگر چنين مي کردي


به خود و خلق خدا آسيب مي رساندم


و چيزي جز دشنام و دعاي بد


بدرقه آينده و توشه آخرتم نمي شد.


ولاغير.


يا حق


**********************************


متن فوق 12 غلط املائي دارد ...


به  يابندگان جايزه ويژه هديه داده مي شود


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   امير مقدادي  

عنوان متن + قرآن چهارشنبه 17 فروردين 1384  ساعت 2:41 صبح

 


فوتبال دوستان عزيز


لطفاٌ به اين آدرس رفته و با نظر دادن


به صعود تيم ملي کشورمان


آمار تيم ملي را بالا ببرم .


http://fifaworldcup.yahoo.com/06/en/t/zone/asn.html


با اميد به راهيابي تيم ملي به


 جام جهاني 2006 آلمان


*****************************


يا الله يا الله                   رفتن به سوي صحرا


ديدم سواري تنها              گفتم سوار کيستي


گفتا سوار حيدر            گفتن چه داري در بقل


گفتا کتاب پر غزل           گفتم بخوان تا گوش کنم


حرف تورا من نوش کنم     هفت آسمان آراسته شد


بزنين طبل علاء                  به رويم پيش خدا


اي خداي خوش نام              بنده هزارو يک نام


بنده محمد رو مي خوام         محمد سر نماز


نمازش راه دور درازه       بهشت يک درختيست


چوبش پيراهن يتيمان      چوبش عصاي درويشان


 يا حق


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   امير مقدادي  

عنوان متن + باز هم لطف دوشنبه 8 فروردين 1384  ساعت 5:48 صبح

خدايا شکر


بعد از يه دوران کوتاه .........


که توام با خشم بود .......


دوباره با کسي آشنا شدم .......


که چه به راست و چه به دروغ ...........


به من عشق مي ورزه ........


**********************


گذشت آن شب سياهي


بازگشت آن آفتاب زيباي


تو اين دنياي بي پروايي


با اين حس جدايي


توي غربت توي تنهاي


من خوشم با اين حس رويايي


يا حق


 


  نظرات شما  ( )

   1   2      >
 

Powered by : پارسي بلاگ
Template Designed By : MehDJ

سايت تخصصي بيزينت در ايران

ADD FAVORIT